محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

222

آثار عجم ( فارسى )

تخت جمشيد را كه بالنّسبه ، آبادتر و بعض از جدار آن كه برقرار است ، در ورقهء عليحده مرقوم داريم و تفصيل آنها را نيز بنگاريم . كنون مقصود ما برداشتن نقشهء تمام تخت جمشيد است به طريق دورنما ، التّوفيق باللّه تعالى . نكته فى المناظر و المرايا « 1 » بر اهل خبرت ، اين مطلب واضح و لايح است كه ما اگر بخواهيم نقشهء تمام عمارات عرصه گاه تخت [ جمشيد ] را بكشيم ، يا مىبايد كه در جلوى تخت - يعنى در صحرا نشسته نقشه برداشت يا اينكه به بالاى كوه رفته ، اين عمل را نمود . در صورت اوّل كه در صحرا بنشينيم ، از دو حال بيرون نخواهد بود ، يا بايد نزديك سدّه ، نشست و نقشه برداشت يا بايد دور رفت . پس اگر نزديك برويم ، ديوار سدّه ، مانع از ديدن روى عرصهء تخت و عمارات آن خواهد بود و اگر دور برويم ، به هر مسافتى كه باشد ، سر تا پاى عمارت ، بالتمام مرئى نمىشود و نمايش ندارد . در صورت دوم كه بالاى كوه برويم و مشرف بر تمام جلگهء تخت شويم ، همهء عمارات و آن عرصه گاه را مدّ نظر ادراك مىكند ؛ و ليكن سدّه [ 135 f ] و ديوار جلوى تخت ديده نمىشود ؛ همچنين دخمه‌ها در پشت سر واقع مىگردند ؛ لهذا آن سدّه‌ها و دخمه‌ها ، محروم از برداشتن نقشه خواهند بود ؛ بناء على هذا ، نقشهء اجمال تمام تخت جمشيد را به اين قاعده بر مىداريم كه فرض مىكنيم در جلوى تخت به هزار قدم فاصله ، دور هستيم و در آنجا تقديرا يك منجنيق « 2 » كه 100 ذرع ارتفاع داشته باشد ، بر پاست و ما بر بالاى آن رفته ، تمام آن عرصه گاه و سدّهء جلو را به نظر در آورده ، نقشه بر مىداريم ؛ اينطور نقشه براى اين است كه بر ناظرين درست معلوم گردد و اين فقير خود مخترع اين وضع نقشه نيستم ؛ بلكه اساتيد اين فن ، از شهرها و خانه‌ها به همين طرز نقشه برمىدارند ؛ حتى در

--> ( 1 ) . نام علمى است در ابصار و رؤيت ؛ و در آن ، مباحث و مسائلى است و كتبى چند در اين علم ، مدوّن نموده‌اند . اينجا مقام و گنجايش ذكر آن نيست . ( 2 ) . آلتى است كه در آن سنگ نهاده ، پرتاب مىكردند ؛ امّا در اين زمان ، منجنيق به چهارپايه‌اى گويند كه از چوب سازند و بسيار مرتفع است . بالاى آن رفته ، مرمّت عمارات و غير آن را مىنمايند ؛ و اينجا همين مقصود است .